چت رومclose
شعر عاشقانه سعدی
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
شعر عاشقانه سعدی
وبگردی
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیتالار شعر و ادبیاتشعر عاشقانه سعدی

فروشگاه بزرگ ميهن فراز,فروشگاه

خريد شارژ,فروشگاه بزرگ ميهن فراز,فروشگاه,ايرانسل,همراه اول

تعداد بازدید : 49
نویسنده پیام
kimiya آفلاین


ارسال‌ها : 5
عضويت : 2 /11 /1396
شعر عاشقانه سعدی

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را
خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را
از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را
آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را
همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

امضای کاربر :
دوشنبه 02 بهمن 1396 - 14:34
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تمامي حقوق محفوظ است . طراح قالبــــ : روزیکســــ